۱۳۸۷ آبان ۱۱, شنبه

آیت الله گرامی راستش را می گویند


چند روز پیش رادیو زمانه مصاحبه ای با آیت الله گرامی از مراجع تقلید ساکن در قم پخش کرد:

متن مصاحبه رادیو زمانه با آیت الله گرامی

دربخشی از این مصاحبه از آیت الله دربارۀ بهاییان پرسش شده بود. پاسخ های ایشان گویای حقایقی در باب اندیشه ها و انگیزه های ایشان و همتایانشان است که در ایران بر سرقدرتند، و بنا بر این اندیشه ها و انگیزه ها آزار بهاییان را موجّه ، بلکه لازم می شمارند. به چند نکته در این مصاحبه میپردازیم.
ایشان گفته اند: " مطلبی را در نظر بگیرید اگر بین بی‌دینی و دین سخت، تعارض باشد، مردم به ناچار دین سخت را انتخاب می‌کنند چون بی‌دینی خلاف فطرت انسان است. اما اگر سه چیز شد؛ بی‌دینی‌، دین راحت و دین سخت‌، بیشتر مردم سراغ دین راحت می‌روند، زیرا هم وجدانشان ارضاء می‌شود و هم بی‌دین نشده‌اند و زیر سختی‌های دین سخت نرفته‌اند."
معنی حرف آیت الله این است: دیانت بهایی "دین راحت" است، و مردم برای این که هم مطابق فطرتشان رفتار کرده باشند، و هم درد سرهای "دین سخت" را نداشته باشند، بهایی می شوند.
امّااشکال این قضیه—قضیّه بهایی شدن آنها که به تعبیر ایشان "دین راحت" را انتخاب می کنند—چیست؟ حضرت آیت الله آشکارا میگویند: "اگر بنا باشد هر کسی دینی اختراع کند‌،.... بعد مردم پول و نذورات و چنین و چنان بریزند که خدا حاضر شده است. ما باید این‌ها را مثل بقیه ادیان الهی قبول کنیم‌؟"
پس اشکال اصلی در این است که در آن صورت "پول و نذورات" این عده از مردم خدمت آیت الله و همکارانشان تقدیم نمی شود و برای آیت الله این مساوی بااز بین رفتن انسانیّت است!
از این رو است که حضرت ایت الله بدون هیچ پرده پوشی ایراد فشار بر بهاییان و اجبار ایشان به اسلام آوردن را راه حلّ مشکل می دانند واعلام می کنند که " باید به آن‌ها فشار بیاید تا وادار به تحقیق شوند، ما معتقدیم اسلام فطری است، بیایند فکر کنند." آیت الله گرامی در اینجا بطلان تمام ادعاهای اهل قدرت در ایران اسلامی را مبنی بر آن که آزار بهاییان در ایران واقعیت ندارد، و هیچ کس به صرف بهایی بودن تحت فشار قرار نمی گیرد، اثبات ، و انگیزه های آن را هم افشا میکنند.

آنچه ایشان دربارۀ "حق خدا" و این که اگر به بهاییان حقوق شهروندی داده شود، این "ظلم به خدا" است، گفته اند دارای اشکالات عمیق اعتقادی و کلامی است، که آن را به اهلش وا میگذارم.

با همۀ آن چه گفته شد، این نکته را نباید از نظر دور داشت که آیت الله گرامی بسیار صادقانه تر از همکارانشان در بارۀ بهاییان صحبت کرده اند. بر خلاف دیگران که سالهاست میکوشند آزار بهاییان را به دلایل ساختگی و موهوم سیاسی نسبت دهند، ایشان رسا و گویا پرده از انگیزه این آزارها برداشته اند، بی هیچ پیرایه دروغ. از این نظرشایسته تحسین اند.

۱ نظر:

Linda گفت...

خداوند در قرآن می فرماید :هُوَالذی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی‌الأَرضِ جَمِیعَاً ( سوره بقره ، آیه 29) . با این آیه مشخص می گردد که خداوند خالق هستی است و اوست که انسان ها را آفریده و منشاء این خلقت هم بر اساس حدیث مشهور "کنت کنز " حب بوده. انسان ها را ازروی عشق و محبت آفریده و برای این که او را بشناسند پیامبران یا مظاهر ظهور الهی را فرستاده تا از طریق آنان به غرفانش موفق شوند. پس حق شهروندی جزء حقوق مسلم همه نفوس انسانی محسوب می گرددو یک موهبت الهی است. باید از این حضرات سئوال نمود به چه جراتی عده ای را از این گونه حقوق محروم می کنند؟ اگر این گونه نفوس قدری تامل می نمودند متوجه می شدند که ریشه و بنیان همه انسان ها یکی است همه بشر هستیم و از سلاله حضرت آدم. توهین و ناسزا ، سجن و تبعید ،تعرض به جان و مال نفوس بیگناه به منزله بی احترامی به همه انسانهاست.
علاوه بر حق حیات انسان ها باید در حقوق اجتماعی با یکدیگر برابر باشند . همه انسان ها باید از آزادی بیان و عقیده و ابراز وجود و خدمت به اجتماع خویش بهره مند باشند . با کمک و یاری یکدیگر ،با مشارکت یکدیگر جامعه خویش را توسعه و پیشرفت دهند. از آرا و افکار و مهارت های یکدیگر به همراه مشورت و همدلی برای بهبود وضعیت جامعه ، ارتقاء بنیه ایمانی و پرورش استعدادهای نهفته در وجود جوانان و نوجوانان عزیز استفاده کنند. چرا باید نوجوانان و جوانان ما در دام اعتیاد بیفتند و در معرض فساد اخلاقی قرار بگیرند؟ این دلیلی محکم بر تضعیف قوای روحانی و معنوی در جامعه ایران است که باید احیا گردد .
درمورد آزادی عقیده باید صراحتا عنوان کرد که دیانت مقدس اسلام هرگز با آزادی عقیده مغایرتی ندارد و بر اساس آن نباید نفوس انسانی را مورد آزار و اذیت قرار بدهند. حضرت محمد در سوره بقره ،آیه 256 قرآن می فرمایند "لا اکراه فی الدین " یعنی اکراهی در دین نیست . اگر هم دوستان می خواهند دیگران را به اسلام بخوانند که این خود مسئله ای جداگانه است باید با پند و اندرز و حکمت این امر را انجام بدهند و حق انتخاب برای دیگران قائل شوند.
البته منظور از آزادی عقیده و بیان این نیست که یک عده مستمع صرف باشند بلکه باید در فضایی احترام آمیز همراه با عدالت و انصاف و به دور از پافشاری و سماجت و غرور و تکبر باید با یکدیگر مشورت کنیم و به تبادل افکار بپردازیم و اگر انتقادی هم می کنیم سازنده باشد . هر یک از افراد منافع جمع را در نظر بگیرد و تصور نکند برای پیشرفت خودش و بهبود وضعیت خودش تلاش می کند. این امر نیازمند تمرین و ممارست بسیار است. ولی بالاخره تا کی! باید فرهنگ یادگیری را در جامعه جا بیندازیم و از خودمان شروع کنیم. هر روز تشنه باشیم . دلمان بخواهد چیز جدیدی بیاموزیم و به دیگران یاد بدهیم. پای صحبت دیگران بنشینیم و چه خوب و چه بد سعی کنیم از آنها درس بگیریم . سعی کنیم در جهت مثبت تغییر کنیم زیرا تغییر لازمه حیات است . از سکون و یک نواختی همه چیز منجمد می شود . نظرمان به اوج باشد و پله های نردبان را یکی یکی بالا برویم. مثل پرنده ای نباشیم که در حال پرواز است و ناگهان در یک لحظه به وضعیتی که دارد قانع می شود و از حرکت باز می ایستد. این لحظه ، لحظه مرگ او خواهد بود.
در این راه هم باید خودسازی کنیم و هم جامعه را با یاری و مسا عدت یکدیگر بسازیم. سعی کنیم در و جود دیگران خوبی ها را ببینیم و این خوبی ها را تشویق وتقویت کنیم. برای اینکه خودمان پیشرفت کنیم باید در وجود مان نقاط ضعف را ببینیم و به تدریج اصلاح کنیم. در مقابل دیگران خاضع و خاشع باشنم و با اعمال و رفتار مان به ترویج دوستی و محبت بپردازیم. همچون کره آتشی باشیم که هر کس به ما نزدیک می شود حرارت محبت مان را دراعماق قلبش احساس کند و نیاز به ابراز محبت در قالب الفاظ نباشد
حضرت محمد هدف و مقصود از ارسال انبیاء و نزول کتب سماوی را به جهت اجرای عدالت می دانند ،عدالتی که همه افراد جامعه از آن برخوردار باشند. کلمه "ناس" نشانگر آن است که ایشان منظورشان صرفا "مسمانان" نبوده است. حضرت رسول اکرم در دفاع از حقوق شهروندی و تامین امنیت افراد انسانی آزار دهنده آنها را دشمن تلقی می کنند و این نهایت دفاع و دلسوزی ایشان نسبت به حقوق شهروندی غیر مسلمانان است. پس حضرات بر این اساس باید حقوق بشررا جزئی از وظائف معنوی خویش بدانند و به بهانه های مختلف نباید از آن سرباز زنند.
"من اذی ذمیاً فأنا خَصْمُهُ، و من کنتُ خَصْمُهُ خَصَمْتُهُ یومَ‌القِیامِ"هر کسی فردی ذمی را اذیت کند من دشمن او هستم،‌و هرکسی که من دشمن وی باشم در قیامت هم با او دشمن خواهم بود( جامع‌الصغیر، سیوطی ج2ص473 ،به نقل از دکتر زیدان ،فرد و حکومت). آنچه برای خود می خواهیم برای دیگران هم بخواهیم و بالعکس. "لهم ما لنا، و علیهم ما علینا"آنچه برای ماست بر آنان نیز هست، و بر آنان است هر آنچه که بر ماست( جامع‌الصغیر، سیوطی ج2ص473 ،به نقل ازدکتر زیدان، فرد و حکومت ).

علاوه بر مراتب فوق در فرمان 8 ماده ای حضرت امام خمینی حریم امنیت فردی جمیع انسان ها که در ظل دولت جمهوری اسلامی زندگانی می کنند باید محفوظ باشد و کسی که از این فرمان تخطی نماید مستوجب تعزیر شرعی می باشد

حضرت امام خمینی بانی نظام جمهوری اسلامی ایران با عقاید ناب اسلامی خود که بر گرفته شده از آیات و فرامین الهی است، در تاریخ 24/6/1361 در جهت حفظ شرافت و انسانیت در 8 ماده ای پر معنی صحه بر ارزش والای انسانی گذاشته و همه را دعوت به عمل به عدل اسلامی نموده اند. این بزرگوار در صدر فرمان خود تمام ارگانهای دولتی و علی الخصوص قوه قضائیه را خطاب قرار داده و می فرمایند:
"عمل به عدل اسلامی مخصوس قوه قضائیه و متعلقات آن نیست که در سایر ارگان های نظام جمهوری اسلامی از مچلس و دولت و متعلقات آن و قوای نظامی و انتظامی و سپاه پاسداران و کمیته ها و بسیج و دیگر متصدیان امور نیز به طور جدی مطرح است و احدی حق ندارد با مردم رفتار غیر اسلامی داشته باشد. "

متاسفانه این حضرات مشکلشان این است که می گویند همه حقی ندارند الا ما و هر کسی که از ما پیروی کند و دستورات ما را نعل به نعل انجام دهد و همه حیات خود را وقف امیال و آرزوهای ما بنماید حق زیستن دارد. به نظر می رسد این دوستان عزیز ، از دستورات و احکام اسلامی هم اطلاعی ندارند و نمی دانند دیانت مقدس اسلام هرگز این چنین حملاتی را حتی نسبت به مخالفین خود جائز نمی داند و برای شان و مقام انسان و هر یک از افراد و گروه ها و حقوق انسانی شان احترام قائل است.